عزيزسلام...

اول بگم که تازه ی تازه رسيدم(داغ داغ)...يعنی فقط لباس عوض کردم وبدويی نشستم پای نت...تنبيه بدی بود دقيقا ۱۰ روز ننويسی ولی برای شما ها خوب بود از مزخرفات من راحت بودين...

راستی داشتم مينوشتم که تازه رسيدم تهران...يه چند روزی زنان رفتيم شمال...دقيقا از چهارشنبه...بالاخره اونجايی که می خواستم(شمال) رفتم...کاش از خدا يه چی ديگه می خواستم...کلی دوستام و اذيت کردم... smsهم پديده يست کلی دوست آزاری...کلی messegاشتباه ...چقد عذر خواهی... در کل بد نبود و خوش گذشت...راستی پشت وانت هم نشستيم...يعنی هر جا که رفتيم هفتايی می ريختيم پشت وانت...

راستی بی خودی سه شنبه دانشگاه نرفتم... يادم باشه ماجرای سه شنبه رو تعريف ميکنم...

ديگر بس است چشمان زيبايتان درد گرفت...در پناه خدا