سلام...

باز فيلمی از مجيد مجيدی و ماجرای نابينايان. ابن بار يک نابينای واقعی نبود باله پرستويی در نقش نابينا بازی ميکند.از نظر من(من کی باشم!) اصلا حس يه نابينا رو نداشت .خوب مشخصه که يه بينا نمی تون حس يه نابينا رو داشته باشه اما اصلا خوب بازی نکرد.

شايد فقط راه رفتن پرستويی شبيه نابينا باشه که خيلی از نابينا ها بعد چند سال اين مشکل رو رفع ميکنن....

 يه چی ديگه هم هست... آخر فيلم منو ياد کاجرای انسان و خدا انداخت. اينکه وقتی آدم می ره جهنم شروع می کنه از خدا خواهش و تمنا که يه بار ديگه فرصت بده... ولی خدا اين فرصت دوباره را نمی دهد... حالا بريد فيلم و ببينيد.مزه اش ميره اگه بگم آخرش چی ميشه...