نزديک عيد و سال نو که می شود ،بچه ها و مخصوصا من عزا می گيریم.آخر خانه تکانی از ۱۰۰ تا امتحان در يک روز سخت تر و وحشتناک تر است.البته خدا را شکر ما امسال مثل هميشه خانه تکانی که زيررو کنيم و پدر خودمان و اسباب منزل را در بياوريم، نداريم . خدا را شکر.

شايد اين کار را از قديم بنا (می دونم فعلش غلط می باشد)کردن که کمی هم به فکر خانه دل بيافتيم ، شايدم نه!

شايدم منظور از خانه تکانی شستن درو ديوار جايی که زندگی فيزيکی داريم نباشد،شايدم باشد!

کار سخت اونی که يک دستمال خشک و يک دستمال تر برداريم و بيافتيم به جان قلب و دلمان و تمام سوراخ سنبه هايش را گردگيری کنيم.قلب و دل را زير رو کنيم چيزهای بدش را دور بريزيم، از خوبی هايش حتی اگر کهنه  هم شده باشد به بقيه ببخشيم. در انتها هم با مايع تمييز کننده بس پيس پيس کيش کنيم (شايد رو قلب يه همچين صدای ندهد) تا مطمئن شويم برای مدت طولانی خاک روی درزهای دلمان نخواهد نشست.

                                  

چه خوب می شد اگر با دلی خالی از کينه ، خالی از غم ،خالی از غصه ، خالی از بدی ها به استقبال فصل خواب انسان و طبيعت بيدار برويم.