زمانی که این کتاب را می خوندم یک دعوای حسابی را انداختم ،شاید تاثیر کتاب باشد شایدم نه!!!!!

معلمی به ده که حتی اسم ده را نمی گوید شاید خوده جلال باشد شایدم تخیلی باشد چون بی نام و نشان است؟ این از اغاز که با سوال و شروع می شود اصلا جلال دوست دارد معما بسازد و خواننده رو تو خوماری بذاره.

معلم همان اول نشان میدهد دوست ندارد زیره سلطه مالک و کدخدای ده باشد ، مرد زرنگی است با همین کار جا در بین مردم ده باز می کند. و حتی زندگی در یک خانه مجلل را از دست می دهد تا در یک اتاق در ساختمان مدرسه زندگی کند.

مدرسه در زمین قبرستان است .حتما منظوری از گره زدن مدرسه با گورستان دارد.و بی سوادی را برابر مرگ می داند؟ شاید؟

معلم هم زرنگ است هم هوس باز هم مهربان با قلبی شکننده!

میگن از ماست که بر ماست : معلم بیچاره هوس ران (اصطلاحه) یک اشتباه می کند و مجبور می شود زنی بیوه که با سه فرزند و مادرشوهر زندگی می کند را بگیرد. کرم از درخت است را هم از یاد نبرید.

مردم ده از ورود تکنولورژی به ده ناراحت هستن و معلم در این زمینه کارهای زیادی انجام می دهد و یکبار از خونریزی جلوگیری میکند اما...

حالا چرا نفرین زمین؟ معلم با درویش که غربیه است مثل خوده او در باره تاثیر کار آدمها و قهره زمین صحبت های زیادی می کنند که تا حدودی قابل قبول است تا حدودی.

هم خوب است هم بد . از اینکه ایقدر راحت بعضی موضوعات عنوان شد و   اما مثل همیشه به خاطره تصویر سازی عالی  دلچسب بود . ده بی نام را رودخانه را درویش را پسر بچه دوم دبستانی را انگار که از نزدیک دیده باشی .