در مجموعه داستان های اعتراضی از واگویه داستان تنگسیر بیشتر لذت بردم.می دانید که تنگسر یعنی زن و مردی  که اهل تنگستان هستند.کشف کنم که چرا جلال و صتدق چرا آدم قوی هیکل را شخص اول در داستان هایشان  قرار می دهند کلی ابهاماتم رفع می شود.

محمد تنگسیری بر خلاف زمخت بودن ظاهری اش بسیار مهربان است و در بین تنگسیری ها طرفدار زیادی دارد . او برای داشتن زندگی آرام کلی سختی میکشد . اما به خاطره دل صاف و ساده ای که دارد سرش کلاه میگذارند ، محمد هم اول خواست از طریق قانونی احقاق حق کند که متوجه شد دست دولت با کلاه بر داران در یک کاسه است.خلاصه کاری کرد که هر آدم با غیرتی  میکیند . در این راه مردم بوشهر و تنگستان به او کمک کردنند . و خواستار این بودنند که قانون توسط خود محمد مهربان اجرا شود.

خوب میشد اگر حالا هم ما می توانستم خودمان قانون را اجرا می کردیم یا حداقل می توانستیم با کمک و همکاری مردم عنوان کنیم که فلانی حق ما را پای مال کرده است.