یادم نبود از تو هم نوشته ام. همین طور که ورق می زدم چشمم خورد به خاطره اون روز. خیلی دقیق و کامل نبود اما همون دو خط هم تمام خاطره های اون روزا رو به یادم آورد.

گاهی بین نگهداشتن خاطره ها و فراموش کردنشون می مونم. لذت خاطره اون که با یه جرقه تمام و کمال یادت بیاد، برای همین دفترم رو پاره کردم تا خاطره ای به زور نوشته تو ذهنم نمونه(نماند).