دوستداشتن برتر از عشق

ـ عشق يک جوشش کور است و پيوندی از سر نابينايی است ام دوست داشتن

 پيوندی خودآگاه و از روی بصيرت روشن و زلال .عشق بيشتر از غريز آب 

می خوردو هر چه از غريزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح

طلوع می کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نيز همگام     

با آن اوج می يابد

ـ عشق با شناسنامه بی ارتباط نيست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر

می گذارد ام دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

و بر آشيانه ی بلندش روز و روزگار را دستی نيست

ـ عشق زيبايی های دلخواه را در معشوق می آفريند و دوست داشتن  

زيبايیهای دلخواه را در دوست می بيند و می يابد

ـ عشق يک فريب بزرگ و قوی است و دوست داشتن يک صداقت راستين و

صميمی بی انتها و مطلق

ـ عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کرد

ـ عشق بينايی را می گيرد و دوست داشتن می دهد

ـ عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست

داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار اطمينان

                                                                                              دکتر علی شريعتی