خيلی وقت نديدمش! حتی برای عيد. هم ما مسافرت بوديم هم اون. دانشگاه لعنتی ! کاش هر دومون يه جا قبول ميشديم...

سال سوم دبيرستان. پدر تصميم می گيره مدرسه ی منو علارقم مخالفت های من عوض کنه.... منم  اگه لج کنم هيچ همکاری نميکنم!اين شد که شديم همکلاسی...

روحيه بد . از دست دادن علاقه به درس . معلم عقده ی جبر..... همه وهمه  باعث شد شاگرد ممتاز مدرسه ی قبلی يکی از ضعيف ترين شاگردای مدرسه جديد بشه!

ما فقط يک اشتراک داشتيم،  هر دومون هيچ دوستی تو مدرسه جديد نداشتيم...

هميشه دوست داشتم ودارم که هر وقت يه کتابی رو تموم ميکنم بشينم با يکی که اون کتاب رو خونده حرف بزنم.

من ونگار تقريبن چهار ساله دوستيم! نمی دونم چطور ما باهم دوستيم .دنيای من ونگارفرسنگ ها باهم فاصله داره . اصلا تو يه فاز نيست!

يادش بخير وقتی به يه تعطيلی ميخورديم سر خوش ميرفتيم کتاب فروشی بابک. و شروع می کرديم به مسخره بازی وخنده تا اينکه بالاخره بابک ميگفت:دختر خانوما می تونم کمک کن؟

من باز  اسم نويسنده کتاب و اشتباه می گم وباز ميخنديديم....بالاخره دو تا کتاب می خريديم .

هميشه دو تا کتاب ميگرفتيم يکی من ،يکی نگار.بعد جابجا ميکرديم.کتابا رو که می خونديم هفته ها سرش بحث داشتيم ونظر ميداديم.اينکه نويسنده این بار چه کرده! کجای کتاب بهتر بود؟ کدوم کاراکتر خوب بود.

ما يک اشتراک ديگه هم داشتيم هر دو به کتابای پليسی و يه نويسنده علاقه داريم(ماری هيگنرزکلارک)

من به گرفتن نمره بد عادت کرده بودم . هيچ وقت يادم نمی ره شاگرد ممتاز ((نگار)) قديمی ترين دوستم يه بار يه نمره کم گرفت. داشت گريه ميکرد. من چقد وسط حياط مدرسه با اون روحيه مزخرف مسخره بازی در آوردم ، کلی چرت و پرت گفتم تا اينکه وسط يواش گريه کردنش لبخند زد.

نگار شطرنج باز قدريه . هر وقت بازی ميکرديم من بازنده صد در صد بودم. طوری که من وسط بازی قبول ميگردم بازنده ام! يادش بخير سر کلاس تاريخ....

يادش بخير هميشه سر خيابون کی نژاد می ايستاديم تا بيان دنبالمون!

يه بار هم مامان من دير کرد ،هم مامان نگار! اون روز بارون می اومد. من يه ژاکت نگار يه سيوشرت پوشيده بوديم.بارون لباسامون و خيس و سنگين کرد.چقدر اون روز خنديديم اينقدر که يادمون رفت هوا سرده و يواش يواش داريم يخ ميزنيم.

شايد من و نگار هم از نظر خانوادگی . و هم از نظر اخلاقی تو يه فاز نباشيم اما باهم دوستيم.

دلم براش تنگ شده.خبلی وقت نديدمش.حتی برای عيد .

دانشگاه لعنتی!