سلام...

تا حالا شده احساس کنيد که فکرتون خونده ميشه؟ مثلن داري حرف ميزني وسط حرف زدن، ياد يه کسی بيافتی. اين فقط تو ذهن خودت مثل يه جرقه مياد و ميره. اما يهو کسی که داشتی باهاش حرف ميزدی بگه ياد کی افتادی؟ شاخ در نمياری؟.

اين حالت برای من بارها پيش اومده. اصلن باعث شده که وقتی اون هست من به هيچی فکر نکنم .  يه بار امتحان کردم . شايد بچگانه باشه. يه بار نشستم  به خودم تلقين کردم که حالم خيلی بد و ديگه .... فکرشو بکن که هرکی منو اون روز ديد گفت که الانه  خودکشی کنم. بعد همون آدم بهم ميخنديد... .

مثلن بار ها شده که از درون داشتم داغون ميشدم. ولی دارم لبخند ميزنم .  وسط لبخندات  میگه تو امروز حالت خوب نيست؟.

واقعن چطور ميشه؟