سلام...

تا شنبه اين هفته نمی دونستم که دخترا و پسرا با بر پا شدن نمايشگاه کتاب کلی خوشحال می شن که يه مکان پيدا کردن برای ديدن هم...

واقعن چه کاره بدی! اگه جزء اين دسته هستيد زودی بياد بيرون که خيلی بده.

اين همه خرج می کنن ، که آخرش يه عده با هم دوست بشن . همين.اينم اين جور دوستی ها!. خدا اون روزو برای هيچ کدوم از ما نياره.

يکی از بچه های دانشگاه می گفت: اصلن با نمايشگاه حال نکرده. چون هر کی اون روز اومده بوده فقط برای کتاب بود و هيچ نفعی براش نداشته. پا شده يه روز ديگه هم رفته!

من عجب بچه ی خوبی هستم بدويی رفتم نمايشگاه، تندی سالن های ۳۵-۳۸A-۳۸-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵و چندتا عمومی رو ديدم و بعد خونه همين! اونم با يکی از دوستام که از من بهتره . حالا من يکم شيطونی کردم مثلن غرفه دار را رو سر به سر گذاشتم ولی اون هيچ کاری نکرد.

مورد دوم.يکی از دانشگاه در باره ی من به اين نتيجه رسيد که اصلن حال و هوای دخترانه ندارم.چون از مهمونی ومهمون بازی خوشم نمياد.اگه يه دختر از خاله زنگ بازی و بکوب و بزن و برقص خوشش نياد ، دخترونه نيست؟. عجب آدمايی پيدا ميشه!

مورد سوم اينکه چاقيم شده معضل ديگران. فکر کنم چشاشون از ديدنم درد گرفته. تنها لطفی که می تونم در حق شون انجام بدم اين که کمتر دم پر شون بچرخم.

هميشه شاد باشيد!