برو بابا!

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست تا دل تنهایتان تازه شود

چه خیالی!

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

یاد اون برو بابای معروف جلوی خونه فرناز اینا افتادم یادش بخیر[لبخند]

مجید

برو بابا؟! واقعی که نیس.خیالشم ممنوعه؟!

پوریا پارسا

سلام.تصمیم گرفتم شخصی هامو توی یه وبلاگ منتشر کنم. همونطور که همه ی وبلاگ نویسا می دونن ارزش هر نوشته به خواننده های اونه پس دعوتت می کنم یه سری به خونه ی تازه تاسیس ما بزنی.قصد دارم هر روز بنویسم.امیدوارم دوست های خوبی پیدا کنم...

پوریا پارسا

[هیپنوتیزم] من گیجم یا وبلاگت آدمو گیج می کنه... [هیپنوتیزم]

محسن

با کی می خوای بری حالا؟ هان؟

مهدي

قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند.

سمیه

ببین خاطره ساز. اگه نمی تونی قایق بسازی بندازی تو آب و بری لطف کن به سهراب توهین نکن. بدبخت نشسته توی یه فضای عاشقانه شعر گفته اون وقت تو می آی و ...

محسن

من به کدامین گناه در اعماق لیست فرو رفتم؟ معلوم نیست بر چه اساسی هر روز جای اسم ها رو تو لینکدونیت عوض می کنی

مهدي

محسن گفت كمكت ميكنم بياي ليگ برتر ولي مي بينم كه خودشم سقوط كرد زير گروه.