نوستالژی

توی ده شلمرود حسنی

تک و تنها بود

حسنی نگو بلا بگو تنبله تنبلا بگو

نه قلقلی نه فلفلی نه مرغ زرد کاکولی

هیچکس باهاش رفیق نبود

/ 6 نظر / 8 بازدید
پسر نوح

سلام. حالا چرا زدی تو خط نوستالژی. مت خودمون به اندازه کافی نوستالوژیک هستیم. شوخی. جالب بود . خندیدیم[خنده][گل]

محسن

عجب نوستالژی باحالی بود

کتایون

تنها روى سه پایه نشسته بود تو سایه باباش می گفت حسنی میای بریم حموم نه نمیام! نه نمیام! موهاتو میخوای شونه کنم نه نمی خوام!نه نمی خوام! ایول دختر خاله! خیلی خوشم اومد!

یاسمن

جالب بود.

پروانه

گرچه برای خیلی‌‌‌ها نوستالژی می‌تونه باشه اما برای من یکی نوستالژی نبود. اصلا از حسن کچل خوشم نمیاد اما از اون‌جایی که ننه حسن سیب‌هارو می‌‌ذاره روی زمین تا این بچه بد به هوای اونا بره بیرون خیلی جالبه [شوخی]

امید

حسنی به حرف باباشو گوش نکرد موهاشو هیچ وقت کوتاه نکرد