تسلیت گوی های خنده رو

مراسم ختم و تسلیت گویی رو دوست ندارم.
اما دیشب یکی از بهترین مراسم تسلیت گویی رو تجربه کردم.
کلی با صاحب مجلس خندیدیم.
تسلیت آقای شاکر بزرگ.
خنده هایتان روح مادر را شاد تر می کند.

/ 9 نظر / 6 بازدید
آتیش پاره

منم تسلیت گفتن این مدلیو بیشتر دوس دارم![گل]

لمیس

آهای وایستا چه خبره همین طور داری واسه خودت می بریو می دوزی؟ اینقدر زود قضاوت نکن دخترم[نیشخند]

لمیس

باشه دیگه اذیت می کنی؟ بیفتم رو دور اذیت کردن حالتو می گیرما[قهقهه] تازه چاردیواری اختیاری، دوست دارم هر روز یه قالب و اسم عوض کنم؟[نیشخند] مجلی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گل]

مدادسیاه

بهت خوش گذشت‌ها! خیلی لطف کردی که اومدی نسترن جان! بسیار بسیار ممنونم. زحمت کشیدی!

مزدور

سلام حیف تهران نبودم که بیام منم البته من عمرا نمی خندیدم(محسن میدونه چرا. اخه یه برنامه ای بود که به نتیجه نرسید! بازم باید بگردم!!) حیف

سمیه

خجالت بکشید. حالا بنده خدا می خواسته شما رو ناراحت نکنه و به خودشم روحیه داده باشه... فرصت طلب ها!

مادربزرگ مزدور

زهی خیال باطل هی روزگار هی

حسین

توی یکی از ضمیمه های خوندم نسترن دقیقی،نوشته. کلی خاطره زنده شد برام/ [لبخند] خوبه که می نویسی خانم جامعه شناس